Photo: Iran International
Hassan Samakush Doroonkolaei
حسن سماکوش
48 years old · Babol, Mazandaran
giovedì 8 gennaio 2026
Their story
48-year-old resident of Babol and father, shot directly by suppressive forces during nationwide protests on 18 Dey (first day of Crown Prince Reza Pahlavi's call) in the city. A shotgun pellet hit his eye from close range, causing severe brain hemorrhage, and he died after three days in a coma.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
Their narrative
جاویدنام حسن سماکوش درونکلایی
بابل هم مانند بسیاری از شهرهای دیگر ایران، در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه صحنهٔ حضور مردمی بود که برای فریاد زدن حق خود و بازپسگیری آنچه از آنان دریغ شده بود ــ از کرامت انسانی و عزت شهروندی گرفته تا حق انتخاب و آزادی ــ به خیابانها آمده بودند. در میان آنان، حسن سماکوش، مردی ۴۸ ساله، متولد ۱ آذر ۱۳۵۶ و از اهالی بابلکنار نیز حضور داشت. حسن، پدر دو فرزند و صاحب دفترِ مشاور املاک بود. او در میان مردم منطقه به خوشنامی، مردمداری و دستگیری از دیگران شناخته میشد. بسیاری از دوستان، همسایگان و آشنایانش از او به عنوان مردی شریف، مهربان و مورد احترام یاد میکنند؛ کسی که در روزهای سخت کنار مردم بود و برای کمک به دیگران از هیچ تلاشی دریغ نمیکرد. در یکی از ویدیوهایی که از حسن سماکوش در شبکههای اجتماعی به یادگار مانده است، او دربارهٔ ایران گذشته و آرزوی خود برای آیندهای بهتر سخن میگوید. حسن در این ویدیو با اشاره به دوران رضاشاه، از فضایی یاد میکند که به باور او مردم با وجود تفاوت در عقاید و باورهایشان در کنار یکدیگر زندگی میکردند و هر کس دین و اعتقاد خود را داشت، بیآنکه در زندگی دیگران دخالت شود. او در بخشی از سخنانش میگوید که «یک نفر دیگر مثل رضاشاه باید بیاید تا همه چیز سر جای خودش قرار بگیرد و زندگی دوباره زیبا شود.» این جملات، بیش از هر چیز بازتاب آرزوی او برای نظم، پیشرفت، رفاه و جامعهای بود که در آن مردم بتوانند فارغ از فشارها و محدودیتها، زندگی آرامتر و شایستهتری داشته باشند. حسن سماکوش، که در میان دوستان و آشنایانش به «حسن دایی» شهرت داشت، روز پنجشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۴ در جریان اعتراضات بابل، در محدودهٔ چهارراه شهربانی هدف شلیک مستقیم قرار گرفت. بنا بر گزارشها، سه گلولهٔ ساچمهای از فاصلهای نزدیک به ناحیهٔ سر و چشم او اصابت کرد و او را به شدت مجروح ساخت. براساس روایت منتشرشده از سوی ایرانوایر، پس از اصابت گلولهها، بیرون آوردن حسن از میان جمعیت و شلوغی خیابان کار آسانی نبود. یکی از دوستانش او را بر دوش گرفت و در کوچههای اطراف به دنبال پناهگاهی میگشت. او فریاد میزد تا کسی درِ خانهای را باز کند و سرانجام زنی سالخورده در منزل خود را گشود. در آن خانه، با امکاناتی محدود، زخمهای حسن را پانسمان کردند و کوشیدند خونریزی او را کنترل کنند. پس از آن، با دشواریِ فراوان وسیلهای برای انتقال او پیدا شد و حسن را به نزدیکترین مرکز درمانی، درمانگاه هفده شهریور، رساندند. اما به دلیل محدودیتهای آن مرکز، پذیرش او امکانپذیر نشد و همراهانش ناچار شدند وی را به بیمارستان روحانی بابل منتقل کنند؛ مسیری که حدود بیست دقیقه به طول انجامید، در حالی که هر لحظه برای نجات جان او اهمیت داشت. هنگام بستری شدن، وضعیت حسن بسیار وخیم گزارش شد و او با حداقل علائم حیاتی تحت مراقبت قرار گرفت. حسن دایی سه روز در کما ماند و خانوادهاش در این مدت میان امید و نگرانی روزگار گذراندند. به گفتهٔ نزدیکان، در طول دوران بستری، حضور نیروهای امنیتی و مأموران لباسشخصی در بیمارستان چشمگیر بود. مأموران به بخشهای مختلف، از جمله اطراف اتاق احیا (CPR)، رفتوآمد داشتند و محدودیتهایی برای ملاقات خانواده ایجاد شده بود. همچنین گزارش شده است که نیروهای حاضر در بیمارستان اطلاعات مربوط به مجروحان و بستریشدگان را جمعآوری میکردند. سرانجام، حسن سماکوش پس از سه روز مقاومت در برابر جراحات سنگینی که بر او وارد شده بود، روز یکشنبه ۲۱ دی ۱۴۰۴ جان خود را از دست داد و نامش در کنار دیگر جاویدنامان این سرزمین ثبت شد. پس از جانباختن حسن سماکوش، خانوادهٔ او برای تحویل گرفتن پیکرش با فشارهای امنیتی گستردهای روبهرو شدند. بنا بر گزارشها، فرزندان حسن تنها پس از امضای تعهدنامهای کتبی نزد نهادهای امنیتی و سرکوبگر توانستند پیکر پدر خود را تحویل بگیرند؛ تعهدی که به گفتهٔ منابع مطلع، هرگونه تجمع، شعار یا برگزاری مراسمی خارج از چارچوب مورد نظرِ حکومت را در آیین خاکسپاری ممنوع میکرد. با وجود این فشارها، خانوادهٔ حسن دایی حاضر نشدند روایت تحمیلشده از سوی نهادهای امنیتی را بپذیرند. به گفتهٔ نزدیکان، مأموران از آنان خواسته بودند که حسن را بهعنوان نیروی بسیجی معرفی کنند، اما خانواده این درخواست را رد کردند و حاضر نشدند برای تحویل پیکر عزیزشان یا برگزاری مراسم او، به گفتهٔ خودشان، «به قاتلان پدرشان باج بدهند». فشارها و تهدیدها اما پس از خاکسپاری نیز ادامه یافت. با این حال، در مراسم سوم حسن سماکوش، فرزندش با شجاعت در برابر حاضران ایستاد و سخنانی بر زبان آورد که در خاطر بسیاری از شرکتکنندگان ماندگار شد؛ سخنانی که از درد، ایستادگی و امید به آینده سخن میگفت. اوج این ایستادگی در مراسم چهلم حسن دایی نمایان شد؛ جایی که پسر بزرگ او در میان جمعیت حاضر، سخنرانی پرشوری ایراد کرد و گفت: «محکم باشید، چرا که پدر من و تمام جانفدایان میهن، زخمی هستند بر تن وطن. اما در تاریخ و فرهنگ ما، همیشه آنچه ساختهایم بر آنچه از دست دادهایم غلبه کرده است. ما برای آنچه میسازیم ایرانی هستیم، نه برای آنچه از دست دادهایم.» او سپس به یاد سخنی از مادرش اشاره کرد و گفت: «مادرم میگفت مرگ هر انسان، سقوط یک ستاره است؛ اما من به چشم خودم دیدم وقتی پدرم در خون خود غلتید، ستارهای به سقف آسمان چسبید.» این جملات، در میان اشک و اندوه حاضران، به یکی از ماندگارترین روایتهای خانوادهٔ حسن سماکوش از فقدان پدرشان تبدیل شد؛ روایتی که مرگ را نه پایان، بلکه پیوستن به آسمان و جاودانگی میدید. در پایان این مراسم، فرزند حسن از حاضران خواست که برای گرامیداشت یاد پدرش و همه جاویدنامان راه آزادی، همصدا سرودهای «وطن (ای ایران)» را بخوانند. لحظاتی که در آن صدای مردم در کنار یکدیگر طنینانداز شد و یاد حسن دایی و دیگر جانباختگان را زنده نگه داشت؛ یاد کسانی که نامشان در حافظهٔ جمعی مردم، فراتر از یک خاطره، به بخشی از تاریخ این سرزمین تبدیل شده است. یاد و نام جاویدنام حسن سماکوش، حسن دایی بابلکنار، پدر مهربان، مرد مردمدار و آزادهای که تا واپسین روزهای زندگیاش به آیندهای بهتر برای سرزمینش میاندیشید، گرامی و جاودان باد.
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نَفَس · Written ۱۴۰۵/۰۴/۰۲ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
Photos & videos
What we know
- Age
- 48
- Killed
- giovedì 8 gennaio 2026
- Place
- Babol, Mazandaran
- Cause of death
- Shotgun pellets (birdshot)
- Father’s name
- نورعلی (in Persian) ↗
- Born
- martedì 22 novembre 1977 ↗
We do not know yet where Hassan Samakush Doroonkolaei is buried. Help locate this grave
Names and spellings
- Name on this record
- حسن سماکوشHassan Samakush Doroonkolaei
How the sources wrote the name
- Hassan Samakoush DarounkolaeiIran Human Rights (IHRNGO)
- حسن سماکوش درونکلائیNarrata
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Hassan Samakush Doroonkolaei, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (4)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Hassan Samakoush Darounkolaei | — | 2026-01-08 |
| Iran International | Hassan Samakush Doroonkolaei | Babol | 2026-01-21 |
| iranvictims.com [2] [3] [4] [5] | Hassan Samakush Doroonkolaei | Babol | 2026-01-21 |
| Narrata | حسن سماکوش درونکلائی | — | ۱۴۰۴/۱۱/۰۱ |
Posts and videos (4)
4 posts found. Each link opens on its own site.
Record information
- Record number
- VF91C780
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Memorial messages
Leave a few words in memory of Hassan Samakush Doroonkolaei. Messages appear after moderation.
Write a message for Hassan Samakush Doroonkolaei…
Do you know Hassan Samakush Doroonkolaei? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos