The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Javid Rezaei

جاوید رضایی

17 years old · Zanjan

giovedì 8 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

Named on the government’s official list (row 66)

#Javid_Rezaei#جاوید_رضایی

A 17-year-old student from Zanjan, killed by a gunshot from regime suppressors.

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • IranTrial: کشته‌شده

Their narrative

جاویدنام جاوید رضایی

من جاوید رضایی‌ام، اهل زنجان. تک‌فرزند خانواده‌ام بودم و دانش‌آموز دبیرستان. وقتی اسمم را جاوید گذاشتند، نمی‌دانستند روزی همین واژه پیشوند نام هزاران نفر خواهد شد؛ تا در نبودنشان، نامشان زنده بماند. هجدهم دی‌ماه ۱۴۰۴، اولین شب فراخوان شاهزاده رضا پهلوی بود. او از مردم خواسته بود روزهای ۱۸ و ۱۹ دی به خیابان بیایند و خواسته‌شان را برای پایان این حکومت ویرانگر دیکتاتوری و آزادی ایران فریاد بزنند. نگران آینده‌ بودم و می‌دانستم برای داشتن زندگی بهتر باید کاری کنم. آن شب من هم به خیابان رفتم و کنار مردمی ایستادم که برای تغییر زندگی‌شان صدا بلند کرده بودند؛ مردمی که سلاحشان شعار بود. جمعیت زیادی در سبزه‌میدان زنجان جمع شده بود. میان جمعیت ایستاده بودم؛ صورتم را پوشانده بودم و فقط چشم‌هایم پیدا بود. یادم هست هیجان‌زده و خوشحال بودم. حال عجیبی داشتم؛ هیچ‌وقت آزادی را این‌قدر نزدیک حس نکرده بودم، که بتوان به آمدنش دل بست. می‌خواستم آن لحظه را ثبت کنم. دوربین تلفنم را باز کردم و از خودم فیلم گرفتم. بعدها روی این فیلم نوشتند: «دقایقی قبل از کشته‌شدن او.» آن لحظه نمی‌دانستم دارم آخرین لحظات زندگی‌ام را ثبت می‌کنم. این آخرین فیلمی شد که از خودم گرفتم؛ با برق امید در چشم‌هایم و لبخندی که از پشت صورت پوشیده‌ام، در نگاهم پیدا بود. دلم پر از آرزو بود و پیش رویم هزاران راه نرفته. دلم می‌خواست در آینده یک پژو ۴۰۵ سفید داشته باشم. آرزوی ساده‌ای بود برای نوجوانی که می‌خواست بزرگ شود، کار کند و کم‌کم به خواسته‌هایش برسد. موتورم را هم دوست داشتم. در عکس‌های زیادی کنار آن هستم. حالا آن مانده است و من نیستم؛ یادگاری از روزهایی که هنوز راه‌های زیادی برای رفتن داشتم. آن شب، دو گلوله‌ی جنگی فرصت بزرگ‌شدن و رسیدن به آرزوهایم را از من گرفت و دیگر به خانه برنگشتم. خانواده‌ام پنج روز دنبالم گشتند. به بیمارستان‌ها و کلانتری‌ها سر زدند و به امید پیدا کردن نشانی از من، هر دری را زدند. پنج روز میان امید و ناامیدی گذشت تا سرانجام، بیست‌وسوم دی‌ماه، خبر جان‌باختنم را شنیدند. همان روز پیکرم را در بهشت‌زهرای زنجان به خاک سپردند. چهاردهم اسفند، روز تولدم، دوباره دور هم جمع شدند؛ این بار کنار مزارم. کیک آورده بودند. موتورم را هم آورده و با گل آراسته بودند. ژاکتم را روی سنگ مزارم گذاشته بودند؛ کنار چیزهایی که هرکدام نشانی از زندگی من داشتند. مادرم گریه می‌کرد. روزی که باید با شادی در آغوشم می‌کشید، حالا کنار مزارم نشسته بود و تولدم را میان اشک‌هایش می‌گذراند. قرار بود آن روز شمع‌هایم را فوت کنم، کنار خانواده‌ام عکس بگیرم و یک سال دیگر به آرزوهایم نزدیک‌تر شوم. هفده‌سالگی از راه رسید، اما من به آن نرسیدم. از من، چشم‌های خندان آن شب را به یاد بسپارید؛ همان لحظه‌‌ای که میان جمعیت به آزادی دل بسته بودم.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: کتایون · Written ۱۴۰۵/۰۷/۰۷ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Their narrative

جاویدنام جاوید رضایی

جاویدنام، جاوید رضایی؛ نوجوانی ۱۷ ساله، تک‌فرزند خانواده، مهربان و دوست‌داشتنی که نامش برازندهٔ زندگی کوتاه اما پرمعنایش بود. او به موتورسواری علاقهٔ فراوان داشت و در میان دوستان و آشنایان به خوش‌قلبی، معرفت و رفتار صمیمانه شناخته می‌شد. پس از جان باختنش، بسیاری از نزدیکانش برای زنده نگه داشتن یاد و نام او، تصاویر و ویدیوهای متعددی از زندگی‌اش را در صفحات مختلف اینستاگرامی منتشر کرده‌اند و با انتشار عکس‌ها و خاطرات مشترک، از دل‌تنگی خود نوشتند و از ویژگی‌های انسانی و اخلاقی او یاد کردند. جاوید رضایی جوانی پر از آرزو، امید و انگیزه برای آینده بود. او با شجاعت و جسارت، رؤیای زندگی در جامعه‌ای آزاد را در سر می‌پروراند. اما این آرزوها در روز ۱۸ دی‌ ۱۴۰۴ روزی که بنا بر گزارش‌ها، بر اثر شلیک مستقیم گلولهٔ مأموران سرکوب جمهوری اسلامی جان خود را از دست داد و ناتمام ماند. براساس گزارش منتشرشده توسط ایران‌وایر، جاوید رضایی در سبزه‌میدان زنجان و مقابل کلانتری هدف گلوله قرار گرفت و در همان محل جان باخت. این گزارش همچنین به نقل از منابع آگاه می‌نویسد که برخی روایت‌ها از اصابت دو گلوله، یکی به پا و دیگری به سر او، حکایت دارند و به گفتهٔ همین منابع، پیکر جاوید پس از پنج روز به خانواده‌اش تحویل داده شد و روز ۲۳ دی‌ماه در بهشت‌زهرای زنجان به خاک سپرده شد. نزدیکان او می‌گویند جاوید نوجوانی زحمت‌کش بود که هم‌زمان با تحصیل در یک سوپرمارکت مشغول به کار بود. گفتنی است در گزارشی که از مراسم چهلم جاوید در ایندیپندنت فارسی منتشر شده حضار بر سر مزارش با شعار «این گل پرپر شده، هدیه به میهن شده» یادش را گرامی داشتند.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: رز · Written ۱۴۰۵/۰۳/۱۸ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Part of these events

What we know

Age
17
Killed
giovedì 8 gennaio 2026
Place
Zanjan
Cause of death
Gunshot wound
Father’s name
جلال (in Persian) ↗
Born
mercoledì 4 marzo 2009 ↗
Occupation
دانش‌آموز (in Persian) ↗

Do you know this person?

If you knew Javid Rezaei, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (5)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Javid Rezaei — 2026-01-08
Iran International Javid Rezaei Zanjan 2026-01-08
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] Javid Rezaei Zanjan 2026-01-08
IranTrial جاوید رضایی زنجان 1404/10/18
Narrata [2] جاوید رضایی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۸
Posts and videos (7)

7 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VFB179DF
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Memorial messages

Leave a few words in memory of Javid Rezaei. Messages appear after moderation.

Write a message for Javid Rezaei…

Leave a few words in memory of Javid Rezaei. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.