Photo: Iran International
Zahra Baniamerian
زهرا بنی عامریان
48 years old · Gohardasht, Alborz
venerdì 9 gennaio 2026
Their story
Killed along with her husband and child when Islamic Republic forces opened fire on their car during a peaceful protest in Karaj. She was a retired employee of the Social Security Organization from Karaj, originally from Sonqor. Their eldest son Davood survived despite being shot. Bodies were transferred to Sonqor and buried before 6 AM under heightened security.
This text is available in English only.
What the sources recorded
- Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
- iranvictims.com: died during the protest period
This name also appears on the Iranian government's own list.
Their narrative
جاویدنام زهرا بنیعامریان
زهرا بنیعامریان مادری بود سرشار از مهر؛ زنی که تمام زندگیاش را میان عشق به فرزندان و مسئولیتهای کاریاش تقسیم کرده بود. او ۴۸ سال داشت و سالها در حوزه خدمات بیمه تأمین اجتماعی کار کرده بود، نزدیک به سی سال از عمرش را در مسیر کار و خدمت گذرانده بود، اما در نگاه اطرافیانش همیشه قبل از هر عنوانی «مادر» بود. او پس از بازنشستگی، بیش از گذشته زمانش را در کنار خانواده میگذراند؛ کنار همسری که او هم بازنشسته شده بود و فرزندانی که بخش اصلی دنیای او بودند. زندگیشان آرامتر شده بود؛ بیشتر وقتشان صرف سفرهای کوتاه، دیدار آشنایان و تماشای زیباییها و سنتهای ایران میشد. برایشان لحظههای ساده، ارزشمندترین دارایی بود. در روایتهایی که از آن روزها نقل شده، آمده است که در روز ۱۹ دی، خانواده تصمیم داشتند برای تهیه مایحتاج خانه از منزل خارج شوند؛ لحظهای عادی در دل یک زندگی معمولی. مادری که همیشه مراقب فرزندانش بود، آن روز هم کنارشان بود، مثل همیشه با دغدغه حفاظت و آرامش آنها. اما در همان روزی که میتوانست ادامه یک روز معمولی باشد، سرنوشت مسیر دیگری را رقم زد؛ روزی که بهجای ادامه زندگی، به پایان یک فصل از امیدها و آرزوها تعبیر شد. روزی که در حافظه اطرافیانشان، بهعنوان روزی تلخ و فراموشنشدنی باقی ماند. براساس روایت میکائیل عسکری، پسرخاله زهرا بنیعامریان، داوود که پشت فرمان خودرو نشسته بود، مجروح شد. به گفته او، شیشه سمت راننده باز بوده است، اما روشن نیست دقیقاً چه اتفاقی رخ داده است؛ اینکه داوود بوق زده بوده یا از پنجره شعاری سر داده بوده، مشخص نیست. با این حال، خودرو هدف تیراندازی قرار گرفت و داوود نیز در جریان این حادثه زخمی شد. در همان لحظات، بیژن مصطفوی که در صندلی کنار راننده حضور داشت، هدف گلوله قرار گرفت و جان خود را از دست داد. داوود در ابتدا متوجه کشته شدن پدرش شد، اما از سرنوشت مادر و برادرش که در صندلی عقب خودرو بودند اطلاعی نداشت. پس از متوقف شدن خودرو، داوود را از خودرو پیاده کردند و مورد ضربوشتم قرار دادند. به گفته آنان، او با مشت و لگد مورد حمله قرار گرفت و سپس در حالی که مجروح بود، به بیمارستان منتقل شد. در حالی که به گفته بستگانش، دستش به تخت بیمارستان بسته شده بود. خانواده از طریق داوود از وقوع حادثه آگاه شدند، اما او تنها از جانباختن پدرش خبر داشت و از بستگان میخواست مادر و برادرش را پیدا کنند. در همان حال، خانواده در جستوجوی عزیزان خود بودند. سرانجام پیکرهای زهرا، دانیال و بیژن در کهریزک شناسایی شد. یکی از دردناکترین بخشهای این ماجرا، روند شناسایی پیکر جانباختگان بود. یکی از اعضای خانواده که برای شناسایی پیکر آنها به کهریزک مراجعه کرده بود، در ابتدا با محدودیت روبهرو شد و به او گفته شد که تنها از طریق مشاهده تصاویر میتواند هویت عزیزانش را تأیید کند. اما او که در جستوجوی پیکر عزیزانش بود، با اندوه و خشم فریاد زد که بیژن مصطفوی از رزمندگان جنگ ایران و عراق بوده و سالها برای این سرزمین خدمت کرده است. اصرار و فریادهای او سرانجام باعث شد اجازه مشاهده مستقیم پیکرها را دریافت کند. با این حال، شدت جراحات به اندازهای بود که شناسایی آنان بسیار دشوار شده بود. بنا بر روایت خانواده، پیکر زهرا، مادر خانواده، تنها از روی مژه بلندش قابل شناسایی شد؛ روایتی که عمق اندوه و رنجی را که خانواده در آن روزها تحمل کردند، آشکار میکند. سرانجام به خانواده اعلام شد که پیکرها تنها به این شرط تحویل داده خواهند شد که در روز یکشنبه به سنقر منتقل شوند و مراسم خاکسپاری بدون برگزاری آیینهای عمومی و تجمع گسترده برگزار شود. خانواده نیز ناچار به پذیرش این شرایط شدند. پیکرهای بیژن مصطفوی، زهرا بنیعامریان و دانیال مصطفوی روز یکشنبه به سنقر منتقل شد و بامداد روز دوشنبه، پیش از ساعت شش صبح، در شرایطی امنیتی و با حضور شمار اندکی از بستگان به خاک سپرده شدند. بنا بر روایت خانواده، خاکسپاری در تاریکی بامداد انجام شد و روشنایی محل، تنها از نور چراغ یک بولدوزر تأمین میشد. بازماندگان در حالی آخرین وداع خود را با عزیزانشان انجام دادند که تاریکی هوا و محدودیتهای اعمالشده، فضایی تلخ و سنگین بر مراسم حاکم کرده بود. به دلیل محدودیتهای اعمالشده، امکان برگزاری مراسم عمومی سوگواری وجود نداشت و حتی نسبت به برگزاری تجمع در منزل و برپایی آیینهای مرسوم عزاداری نیز محدودیتهایی اعمال شده بود. خانواده مصطفوی در سنقر خانوادهای شناختهشده و مورد احترام بودند و اگر مردم شهر از خبر جانباختن این عزیزان آگاه میشدند، بیتردید مراسمی گسترده و باشکوه برای آنان برگزار میشد. با این حال محدودیتهای امنیتی و ممانعت از انتشار گسترده خبر جانباختن آنان، موجب شد که بسیاری از مردم سنقر از زمان و چگونگی خاکسپاری این سه عزیز مطلع نشوند. پس از حادثه، این خانواده تحت مراقبتهای شدید قرار داشتند و بهطور مداوم به نهادهای امنیتی احضار میشدند و عملاً اجازه انتشار یا اطلاعرسانی درباره جانباختن اعضای خانواده را نداشتند؛ بهگونهای که حتی بیان عمومی جزئیات و برگزاری مراسم آزادانه برای آنان محدود شده بود. بیژن مصطفوی نزدیک به سی سال در آموزش و پرورش خدمت کرده و پس از سالها معلمی بازنشسته شده بود. زهرا بنیعامریان نیز حدود سی سال در سازمان تأمین اجتماعی فعالیت کرده و پس از سالها خدمت بازنشسته شده بود. آنان زندگی آرامی داشتند و به گفته نزدیکانشان، خانوادهای شاد، اهل سفر و دلبسته ایران بودند که بخش زیادی از اوقات خود را صرف دیدار خانواده و سفر به نقاط مختلف کشور میکردند. دانیال مصطفوی، جوانی ۱۹ ساله و دانشجوی رشته کامپیوتر، رؤیاهای بسیاری برای آینده در سر داشت. او به زبان انگلیسی تسلط خوبی داشت و در کنار برادرش داوود در حال یادگیری زبان آلمانی بود. دو برادر آرزو داشتند برای ادامه تحصیل و ساختن آیندهای بهتر راهی آلمان شوند. دانیال به فناوری، بازیهای رایانهای و یادگیری علاقه فراوان داشت و اطرافیانش او را جوانی آگاه، پرانرژی و سرشار از امید توصیف میکنند. داوود مصطفوی نیز در ۲۷ سالگی در جستوجوی ساختن آیندهای بهتر بود و مانند بسیاری از جوانان نسل خود، به دنبال فرصتهایی برای ادامه زندگی و کار در خارج از کشور میگشت.او پس از مجروح شدن و طی مراحل درمانی، با قرار ضمانت آزاد شد و برای ادامه دوران نقاهت به خانه مادربزرگش منتقل شد. با این حال، شدت جراحات به اندازهای بود که نتوانست در مراسم خاکسپاری پدر، مادر و برادرش حضور پیدا کند و در آخرین وداع با عزیزانش بر سر مزار آنان حاضر شود. میکائیل عسکری، درباره وضعیت روحی و جسمی داوود گفته است که او در شرایط بسیار دشواری قرار دارد. به گفته او، داوود نه تنها با جراحات جسمی ناشی از آن روز دستوپنجه نرم میکند، بلکه بار سنگین از دست دادن تمام اعضای خانوادهاش را نیز بر دوش میکشد. او شاهد لحظاتی بوده است که در نتیجه آن، پدر، مادر و برادرش را از دست داده و همین موضوع آسیب روحی عمیقی بر او وارد کرده است. بنا بر روایت نزدیکان، شدت جراحات وارده به داوود به حدی بوده که حتی برای مدتی توانایی راه رفتن عادی را نیز نداشته است. در صفحه یادبود خانواده مصطفوی، یکی از بستگان آنان در توصیف این فقدان جانکاه چنین نوشته است: «هر سهشان دیگر نیستند. داغی به دلمان گذاشتند که زمان از پسِ کم کردنش برنمیآید. دایی، زندایی و دانیال؛ سه عزیزی که تا همین چند وقت پیش در تماسها، مهمانیها و عکسها حضور داشتند، اما حالا تنها در حافظه و خاطرهها ماندهاند. دایی و زندایی عزیزم... تصویر خندههایشان از ذهنها کنار نمیرود؛ انگار هنوز در گوشهای از خانه ماندهاند، معلق میان خاطره و واقعیت. زمان در خانه زیبایشان هنوز در همان لحظه آخر متوقف شده و انتظارشان را میکشد. و دانیال... پسردایی عزیزم. جوانی که امید در چشمانش میدوید. آنقدر از ته دل میخندید که هنگام خندیدن، چشمانش در پشت لبخندش پنهان میشد. آینده را زندگی میکرد پیش از آنکه به آن برسد. برای فردایش رؤیا میساخت و برای زندگیاش نقش میکشید، بیخبر از آنکه تقدیر بیرحمتر از آن است که فرصتی برای توضیح باقی بگذارد. جای آنان در جمع خالی است؛ صندلیهایی که بیصاحب ماندهاند، حرفهایی که ناتمام قطع شدهاند و دورهمیهایی که دیگر ادامه نخواهند یافت. داغشان نه با گریه سبک میشود و نه با گذر زمان. نامشان در یاد عزیزانشان زنده خواهد ماند و خاطرهشان از حافظه کسانی که دوستشان داشتند، پاک نخواهد شد.»
This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.
Source: Narrata · Author: نَفَس · Written ۱۴۰۵/۰۴/۱۰ · Read the original story
Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.
What we know
- Age
- 48
- Killed
- venerdì 9 gennaio 2026
- Place
- Gohardasht, Alborz
- Cause of death
- Gunshot wound
- Hometown
- Sonqor
Burial details
- Cemetery
- سنقر کلیایی در کرمانشاه
Names and spellings
- Name on this record
- زهرا بنی عامریانZahra Baniamerian
How the sources wrote the name
- Zahra Bani AmeriyanHengaw, iranvictims.com
People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?
Do you know this person?
If you knew Zahra Baniamerian, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.
This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request
Sources & evidence
Each list spells names and places its own way. We show them as written.
How the sources recorded this name (6)
| Source | Name as written | Place | Date |
|---|---|---|---|
| Iran Human Rights (IHRNGO) | Zahra Baniamerian | — | 2026-01-09 |
| Hengaw | Zahra Bani Ameriyan | Gohardasht | 2026-01-09 |
| Iran International | Zahra Bani-Amerian | Sangar | 2026-01-09 |
| Office of the President of Iran | زهرا بنی عامریان | — | — |
| iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] [12] | Zahra Bani Ameriyan · Zahra Bani-Amerian | Gohardasht · Sangar | 2026-01-09 |
| Narrata | زهرا بنی عامریان | — | ۱۴۰۴/۱۰/۱۹ |
Posts and videos (13)
13 posts found. Each link opens on its own site.
- JavidnamaneVatan Post · Telegram Not yet reviewed
- instagram.com Post · Instagram Not yet reviewed
- @Daikatuo Post · X Not yet reviewed
- @masoudkazemi81 Post · X Not yet reviewed
- iranhrs.org Document · Web Not yet reviewed
- @manotonews Post · X Not yet reviewed
- @banafshehviola Post · X Not yet reviewed
- @IranIntl Post · X Not yet reviewed
- @masoudkazemi81 Post · X Not yet reviewed
- RememberTheirNames Post · Telegram Not yet reviewed
- ravizh14 Post · Telegram Not yet reviewed
- ravizh14 Post · Telegram Not yet reviewed
- files.president.ir Document · Web Not yet reviewed
Record information
- Record number
- V9F1C43E
- Evidence tier
- A Recorded on two or more independent lists
Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026
Family members in this archive
Memorial messages
Leave a few words in memory of Zahra Baniamerian. Messages appear after moderation.
Write a message for Zahra Baniamerian…
Do you know Zahra Baniamerian? Add information or photos
A name, a photo or a single detail can help complete this record.
Add information or photos