The Iran Massacreکشتار دی ۱۴۰۴
This translation was made with the help of AI and has not yet been checked by a native speaker. English · فارسی
این صفحه به فارسی

Danial Mostafavi

دانیال مصطفوی

19 years old · Karaj, Alborz

venerdì 9 gennaio 2026

ATwo or more independent lists

#Danial_Mostafavi#دانیال_مصطفوی

19-year-old student, son of Bijan Mostafavi and Zahra Bani-Amerian, killed together with his parents

Add information

Their story

What the sources recorded

  • Iran Human Rights (IHRNGO): listed among cases verified by two or more sources
  • iranvictims.com: died during the protest period
  • iranvictims.com: date not known; listed as a protest victim
  • IranTrial: کشته‌شده

Their narrative

جاویدنام دانیال مصطفوی

پسری از خطه دلیران، دانیال مصطفوی، ۱۹ ساله، اصالتاً کرد و اهل منطقه سنقر نزدیک کرمانشاه، ساکن کرج بود. او دانشجوی دانشگاه آزاد کرج در رشته کامپیوتر بود؛ جوانی در آن سن و سال که ذهنش سرشار از امید و برنامه برای آینده بود و برای رسیدن به اهدافش تلاش می‌کرد. به گفته یکی از نزدیکان خانواده، دانیال به زبان انگلیسی تسلط خوبی داشت و در کنار برادرش داوود در حال یادگیری زبان آلمانی بود. آن‌ها در تلاش بودند راهی برای ادامه تحصیل و ساختن زندگی‌ای بهتر در آلمان پیدا کنند و برای این مسیر برنامه‌ریزی کرده بودند. دانیال علاقه فراوانی به فناوری و دنیای رایانه داشت. بخش زیادی از زمان خود را صرف یادگیری و دنبال کردن موضوعات مرتبط با تکنولوژی می‌کرد و در کنار آن به بازی‌های رایانه‌ای نیز علاقه‌مند بود. نزدیکانش از او به عنوان جوانی کنجکاو، باهوش و مشتاق یادگیری یاد می‌کنند؛ کسی که همواره به دنبال تجربه‌های تازه و گسترش دانسته‌های خود بود. او مانند بسیاری از جوانان درگیر دغدغه‌های درس، آینده و ساختن مسیر زندگی خود بود؛ اما سرنوشت برای او و خانواده‌اش پایان دیگری رقم زد. در آن روزهای پرالتهاب و ناآرام، شاید زهرا بنی‌عامریان می‌کوشید پسرانش را از فضای متشنج خیابان‌ها دور نگه دارد و از جگرگوشه‌هایش محافظت کند. شاید به همین دلیل تصمیم گرفته بود همراه خانواده برای خرید مایحتاج خانه از منزل خارج شود؛ تصمیمی ساده و روزمره که قرار بود ساعتی بعد به یکی از تلخ‌ترین تراژدی‌های آن روزها تبدیل شود. روز ۱۹ دی‌ماه، بیژن مصطفوی، همسرش زهرا بنی‌عامریان و دو فرزندشان، دانیال و داوود، با خودروی شخصی خود در خیابان‌های کرج در حال تردد بودند؛ خانواده‌ای که از خانه خارج شده بودند تا خریدی معمولی انجام دهند و ساعتی را در کنار یکدیگر بگذرانند، بی‌خبر از آنکه آن روز آخرین روزی خواهد بود که هر چهار نفر در کنار هم هستند. در آن روز داوود، فرزند بزرگ خانواده، پشت فرمان خودرو نشسته بود. بیژن در صندلی کنار راننده حضور داشت و زهرا و دانیال نیز در صندلی عقب نشسته بودند. هیچ‌کس به‌درستی نمی‌داند چه اتفاقی رخ داد. شیشه سمت راننده پایین بود؛ شاید داوود بوق زده بود، شاید هم چیزی گفته بود، اما حقیقت ماجرا هرگز روشن نشد. ناگهان صدای تیراندازی بلند شد. داوود هدف گلوله قرار گرفت و پس از آن چندین گلوله دیگر به سمت خودرو شلیک شد. بیژن در کنار فرزندانش هدف اصابت گلوله قرار گرفت. در صندلی عقب نیز دانیال، در کنار مادرش نشسته بود. او که تا دقایقی قبل در امنیت کنار خانواده‌اش بود، در میان آن تیراندازی جان خود را از دست داد. هیچ‌کس نمی‌داند در آن لحظات بر زهرا چه گذشت و آیا توانست آخرین نفس‌های فرزندش را ببیند یا نه. تنها بازمانده این حادثه داوود بود. او پس از آنکه از خودرو بیرون کشیده شد، مورد ضرب‌وشتم قرار گرفت و سپس در حالی که مجروح بود به بیمارستان منتقل شد. داوود با خانواده تماس گرفت و از آنچه دیده بود گفت؛ از اینکه پدرش مقابل چشمانش هدف گلوله قرار گرفته و جان باخته است. اما او هنوز نمی‌دانست که مادر و برادرش نیز دیگر در میان زندگان نیستند. تنها خواسته‌اش از بستگان این بود که زهرا و دانیال را پیدا کنند. خانواده در جست‌وجوی عزیزانشان بودند تا سرانجام به کهریزک رسیدند. در ابتدا اجازه مشاهده پیکرها به آنان داده نشد، اما یکی از بستگان که برای یافتن دانیال آمده بود، با اصرار و فریاد خواستار دیدن پیکرها شد. او وارد محل نگهداری اجساد شد و یکی پس از دیگری کیسه‌های سیاه را گشود. کیسه اول، کیسه دوم، کیسه سوم... جست‌وجو ادامه داشت تا اینکه ناگهان با گشودن یکی از کیسه‌ها، فریادی از سینه‌اش برخاست. دانیال را پیدا کرده بود. همان پسر خنده‌رو و پرانرژی که در میان خانواده به شادی و مهربانی شناخته می‌شد، اکنون در میان انبوهی از پیکرها آرام گرفته بود. برای هیچ خانواده‌ای آسان نیست که در میان ده‌ها کیسه سیاه به دنبال عزیز خود بگردد. سرانجام پیکر دانیال به همراه پدر و مادرش به خانواده تحویل داده شد؛ به این شرط که روز یکشنبه به سنقر منتقل شوند. پیکر این سه عزیز راهی زادگاهشان شد، در حالی که داوود به دلیل شدت جراحات در خانه مادربزرگش بستری بود و نتوانست برای آخرین بار با برادر، وداع کند. بامداد روز دوشنبه، پیش از طلوع خورشید و در حالی که هوا هنوز تاریک بود، دانیال در کنار پدر و مادرش به خاک سپرده شد. روشنایی محل تنها از نور بولدوزری تأمین می‌شد که برای آماده‌سازی محل دفن آورده بودند و تنها تعداد اندکی از نزدیک‌ترین بستگان اجازه حضور در مراسم را داشتند. وداعی کوتاه، در سکوت و تاریکی؛ وداعی که هرگز فرصت آن را نیافت تا آن‌گونه که شایسته یک جوان ۱۹ ساله و خانواده‌اش بود، برگزار شود. در مراسمی که به مناسبت چهلم خانواده مصطفوی بر سر مزار آنان برگزار شد، شمار زیادی از بستگان، دوستان و آشنایان حضور داشتند. اندوه این مراسم برای حاضران تنها در از دست دادن یک نفر خلاصه نمی‌شد؛ آنان هم‌زمان سوگوار سه عضو یک خانواده بودند که در یک روز از میانشان رفته بودند. بسیاری از حاضران با چشمانی اشکبار بر مزار این عزیزان ایستاده بودند، اما داغ دانیال برای بسیاری رنگ و بوی دیگری داشت. او در سنی بود که تازه برای آینده‌اش برنامه‌ریزی می‌کرد و رؤیاهای بسیاری در سر داشت. نگاه بسیاری از حاضران بی‌اختیار روی نام او مکث می‌کرد؛ جوانی که هنوز فرصت چندانی برای زندگی کردن و رسیدن به آرزوهایش نیافته بود. در میان اشک‌ها و سوگواری‌ها، جای خالی دانیال بیش از هر چیز یادآور جوانی ناتمام و آرزوهایی بود که فرصت تحقق پیدا نکردند. او به خوش‌رویی، انرژی و شور زندگی شناخته می‌شد و اکنون تنها خاطراتش برای خانواده و دوستانش باقی مانده بود. شاید همین ناتمام ماندن رؤیاهایش بود که داغ او را برای بسیاری سنگین‌تر می‌کرد؛ داغ جوانی که زندگی، پیش از آنکه فرصت شکوفایی کامل به او بدهد، از او دریغ شد. در صفحه‌ای که به یاد خانواده مصطفوی در اینستاگرام ایجاد شده، یکی از بستگان آنان در سوگ این خانواده چنین نوشته است: «خانواده مصطفوی... چهره معصومشان از یادمان نمی‌رود. در آن لحظه شوم چه بر آن‌ها گذشته است؟ ما آن شب را چگونه به صبح رساندیم؟ چگونه با شنیدن این خبر، قلب‌هایمان از هم نپاشید؟ چگونه هنوز زنده‌ایم پس از دیدن گلوله‌باران شدن خودروی پسردایی‌مان؟ وای خدای من، چه بر سرمان گذشت. ما مرده‌های متحرکی هستیم که وارث درد شده‌ایم؛ وارثان خشم و اندوه روزهای ۱۸ و ۱۹ دی‌ماه.» در نهایت، از این خانواده فقط یک نام و یک خاطره باقی ماند؛ خاطره‌ای از روزی که همه‌چیز در یک لحظه از هم پاشید. دانیال، با تمام رؤیاهای جوانی‌اش، همراه با پدر و مادرش از میان رفت و داوود تنها ماند؛ با بدنی زخمی و دلی که سنگینی از دست دادن همه عزیزانش را تا همیشه با خود دارد. برای اطرافیانشان، آن‌ها فقط یک خبر نبودند؛ یک خانواده واقعی بودند با زندگی، خنده، امید و برنامه‌هایی برای فردا. چیزی که ماند، فقط جای خالی آن‌هاست؛ جای خالی‌ای که نه زمان آن را پر می‌کند و نه فراموشی.

This story is in Persian, exactly as it was written for Narrata.

Source: Narrata · Author: نَفَس · Written ۱۴۰۵/۰۴/۱۰ · Read the original story

Republished unchanged with Narrata’s permission. All rights belong to the author and Narrata.

Photos & videos

Danial Mostafavi
Photo: Narrata

Part of these events

What we know

Age
19
Killed
venerdì 9 gennaio 2026
Place
Karaj, Alborz
Cause of death
Gunshot wound

Names and spellings

Name on this record
دانیال مصطفویDanial Mostafavi

How the sources wrote the name

  • بیژن مصطفوی،دانیال مصطفوی،زهرا بنی عامریان
    IranTrial

People are often known by more than one name, or a nickname, and sources spell names differently. All of these refer to this one person. Know another name this person was called?

Do you know this person?

If you knew Danial Mostafavi, or have something to add, every detail helps. Everything is reviewed before it is published.

This is my family member · Send evidence · Privacy or removal request

Sources & evidence

Each list spells names and places its own way. We show them as written.

How the sources recorded this name (6)
SourceName as writtenPlaceDate
Iran Human Rights (IHRNGO) Danial Mostafavi — 2026-01-09
Hengaw Danial Mostafavi Karaj 2026-01-09
Iran International Danial Mostafavi Karaj 2026-01-09
iranvictims.com [2] [3] [4] [5] [6] [7] [8] [9] [10] [11] Danial Mostafavi Karaj · Sangar 2026-01-09
IranTrial بیژن مصطفوی،دانیال مصطفوی،زهرا بنی عامریان کرج 1404/10/19
Narrata دانیال مصطفوی — ۱۴۰۴/۱۰/۱۹
Posts and videos (11)

11 posts found. Each link opens on its own site.

Record information

Record number
VC2980E3
Evidence tier
A Recorded on two or more independent lists

Added 27 settembre 2026 · updated 29 ottobre 2026

Report an error or ask for removal · How we verify

Family members in this archive

Memorial messages

Leave a few words in memory of Danial Mostafavi. Messages appear after moderation.

Write a message for Danial Mostafavi…

Leave a few words in memory of Danial Mostafavi. Messages appear after moderation. Short, kind messages only. No personal details or phone numbers.

Your safety comes first: no real name is needed. Is it safe to submit? · Sending anonymously

Menu

Settings · Privacy

Settings

Safety

Quick exitPress Esc twice to leave the site at once.
Discreet tab titleThe browser tab shows “Notes” instead of the page name.

Removes this site’s saved choices, saved names and offline copies, signs you out and leaves. This can’t be undone.

Languages

Appearance

Data use

Low data modeHides photos in lists and turns off motion. Best for slow or expensive connections.

Account

All settings · Cookie settings

How would you like to send it?

What we keep and who sees it · Other ways (X, Instagram)

Chat

Open full page

Be kind. No personal attacks, private details or phone numbers. Messages may be removed by moderators.